سید محسن موسوی بزرگی همه بزرگمردان تاریخ در كودكی متفاوت شان رقم خورده ومحسن نیز از این قاعده مستثنی نبود . پدری روحانی وجو مذهبی خانواده برای او انس با قرآن را در تمام مراحل زندگی به ارمغان آورد. آغاز دوران مدرسه آغاز فصلی جدید در زندگی و 11 سالگی شروعی نه چندان زود برای فعالیت های سیاسی اجتماعی وی بود او توانست دوران متوسطه را در سن 15 سالكی با اخذ مدرك دیپلم به پایان رساند وبلافاصله در رشته برق دانشگاه تهران پذیرفته شود عمده فعالیتهایش را در این دوران تكثیر وپخش مخفیانه اعلامیه ونوارهای امام و كمك به خانواده زندانیان سیاسی و مدیریت و سازمان دهی افراد برای مبارزه علیه رژیم تشكیل می داد كه همه بهانه هایی شد برای دستگیری و شكنجه شدنش توسط ساواك، پرونده ها و سوابق سیاسی در ساواك او را از تحصیلات عالیه محروم و در پایان سال اول از دانشگاه اخراج شد. دوران خدمت نیز به واسطه روحیه ظلم ستیزی و انزجار درونی اش نسبت به رژیم ، انتقال ها و ماجراها به دنبال داشت یك بار پلدختر ، یكبار پادگان جی ، باردیگر... فعالیت های سیاسی، تحت تعقیب بودن از سوی ساواك واصرار خانواده اورا مجبور می كند تا در سال 56 به همراه همسر و برادر خود از كشورخارج شود . یك ماه پس از تبعید امام به پاریس برای كسب تكلیف خدمت امام رسید وپس از پیروزی انقلاب در اردیبهشت 58 به میهن باگشت. پس از بازگشت جذب نخست وزیری و در حراست فرودگاه مشغول به كارشد، در همان سال تحت پوشش یك گروه دانشجویی به دعوت شیعیان لبنان ودكتر چمران و بنا به دستور امام عازم لبنان شد و سفر به لبنان آغاز زمزمه هایی از رفتن بود. 16 خرداد ماه 1361 رژیم صهیونیستی دست به حمله گسترده هوائی،زمینی و دریائی به لبنان زد؛ سید محسن موسوی هنگام حمله اسرائیل به جنوب لبنان در تهران به سر می برد، او با قطع مرخصی خود بلافاصله عازم سوریه شد تا هر چه سریعتر خود را به محل كارش در بیروت برساند ساعت 16:30 بعد از ظهر 13 تیر 1361 سید محسن موسوی به اتفاق احمد متوسلیان ، تقی رستگارمقدم و كاظم اخوان با اتومبیل سفارت جمهوری اسلامی ایران عازم بیروت شدند. تا اینكه ساعت 13:30 روز 14 تیرماه به منطقه " برباره "شمال بیروت محل تمركز نیروهای فالانژ رسیدند و در پست بازرسی "برباره" توسط نیروهای فالانژ (عمال رژیم صهیونیستی) ربوده شدند.
|